|
یا اگر بخواهم فارسی را پاس بدارم باید بگویم:تک گویی
|
چشمها را باید شست
جور دیگر باید شست.
تمام دخترهای دنیا
خری را خواهند یافت
و نامش را شوهر یا دوست پسر
خواهند گذاشت.
باد ها میوزند
خورشید سرد میشود
بسیجیان هنوز ذوب میشوند
شماعی زاده هنوز میخواند
و مرغ مینای من برایم ذوق مرگ میشود.
با توجه به دیالوگ ذیل که در فیلم "محاکمه در خیابان" ادا شده
به نظر بنده گوگوش برد کرده که از کیمیایی جدا شده.
دیلالوگ ذیل!:
"نیومدی که زنبوره!"
عزیزم رابطه ی ما دیگه بیش از حد خوب شده
برای تنوع هم که شده
و
برای برون رفت از این اوضاع خوب
باید ازدواج کنیم
در بوته ی آرمایش الهی یا آزگ.ایش الهی هستیم؟
ژن هام و هورمونهام
دهنمو گ.ا.ی.ی.د.ن
برادر
ریدن رو موال فرنگی که دیگه پز دادن نداره که!
حسنی به مکتب نمیرفت
هر وختم میخواس بره
تظاهرات میشد!
دیگر
پولی نمانده
برای دایورت کردن
حتی
دو.لی نمانده!
در رابطه با روشنفکرنما بودن فضای این بلاگ
همچنین مینیمال بودن اون
همچنین دپ بودن بنده
باید اسم اینجا جای مونولوگ...اسم یه دارو میبود
با یه محبوبیت ورلد واید و تیراژ خوفناک
مثلا آمفتامین ...مرکوکروم... بتادین...الکل صنعتی...
الکل گندم...آدولت کلد...یا آموکسی سیلین...اصن دوا گلی.
پی نوشت:حس حسادت و سوزش کیون
داشتم میگفتم.اون روز بارون میومد باد هم میومد.باد بارون بود. همه چی دیگه خعلی پاییزی بود.حتی برگا خش خش میکردن.لباسامون میخوردن به هم و فش فش میکردن.بعدش بهم گفت یه ماچ رد کن بیاد.
یه ماچ رد کردم رفت.
گفت بریم قهوه بزنیم؟گفتم نه شیتیل پیتیل ندارم اصلا و ابدا.۴۰۰ تومن دارم میخوام برم خونه.گفت مهمون من.گفتم او کی.
رفتیم قهوه بخوریم .بعد یه پسره بهش تیکه پروند.خعلی غول تشن بود.من هیچی به پسره نگفتم.به خودشم چیزی نگفتم.اصن پسره همینو میخواس که من یه چیزی بهش بگم.اما ذکاوت خرج کردم.
اون روز قهوه کوفتش شد.
روز بعد موبش خاموش بود.
پروفایل فیس بوکمو به خودم ترجیح میداد
آدم خاصی بود
هدف و سپس شعار جامعه ی مدنی ایرانیان باید این باشد:
ایرانی بودن...بدون درد و خونریزی!
-حاجی این یکیا رو کجا بفرستیم؟
-این بچه خوشگلا؟اینا میرن کهریزک!
عزیزم،من گفتم برام از خودت بگو...نه خواستگارات!
پسرم گوش بکن
دخترم گوش بده
یه طناب بهم میدی؟
میخوام باهاش برم تو چات!
سید حسن ِ حزب الله
دبیر ِکل ِ نصر الله!
کی فکرشو میکرد به راهپیمایی تو روز ِ قدس حتی فکر کنم؟هان؟
سوال اینکه،تیریش ِ قبا
دقیقا کجای قباست؟
با اینکه من در امر ِ اعتصاب ِ روزه در ایران تنها بودم.اما به جرات میتوانم بگویم که میلیون ها انسان در سراسر جهان از من تاسی کرده و روزه نگرفتند.
او هر وقت گریه میکند
طی هفته ی آینده عده ای در خیابان ها میمیرند
عده ای که حالا حالا ها قصد مردن نداشتند
آیا این جادو نیست؟
دنیای تلخی داشت
تمام شیرینی ام-شیرینی ِ وجودم، دور از هر گونه خود شیفتگی-را
برایش گذاشتم
روزه بود.
بعله
من آدم ِ خاص و روشنفکر و کولی هستم
و چنانچه میبینید لا به لای ِ کلام ِ بنده
اسامی ِ
تام ویتس، دیوید لینچ،شوپنهاور،رولان بارت،شاملو،واپس گرایی،پراگماتیزم
به وفور شنیده میشه.
مشترک مورد نظر در دسترس است اما شما به تخم او نیستی
بنده خودم یک مولانا شناس هستم
اندیشه های من مولانایی است
و کلا بنده از نی میشنوم شکوه ها را
چنان که مصطلحه " آن یکی شیر است کاندر بادیه"
اسم خانم ِ بنده هم شمس هست حتی.
هومر سیمپسون از این یارو بهتر ریاست جمهوری میکرد
یکی بود یکی نبود
زیرگنبد کبود
غیر از گناه هیچی نبود