گه فاعل و گه مفعول
گه قاتل و گه مقتول
گه عاشق و گه معشوق
گه جالق و گه مجلوق!
پی نوشت:اندر احوالات شیخنا!
عرض شود خدمتتون که بنده گه زیادی حورده بودم!بنده هیچ هم به خرداد پر حادثه عادت ندارم!
رییس جمهور عزیزم
من خسته ام
من دشمنم
ولم کن!
-ببین عزیزم!!!!من آدم خیلی رادیکالیم!!!اصن رادیکال تر از من تو کل این کره و کره های دیگه پیدا نمیکنی!!!!میفهمی!؟
-جدی میگی؟میشه جذر منو بگیری؟!
گفتا غم تو دارم
گفتم به تخم راستم!
دکمه ی آف یک آدم شاید شنیدن کلمه ای باشد به نام منفعت طلب.
گهی زین به پشت و گهی زین تو پشت!
به حال هم میباریم
من و ابر
تو که گرگ بیابونو به تک تک ما ترجیح میدی
نکنه گرگ کوهستونی؟
شاد نشوم از دیدنت
تا نچشم غم رفتنت
فکرش را بکن من به تو برسم
بی آرزو میمانم
درست یا غلط
خوب یا بد
سفید یا سیاه
بودنشون
هویتشون به هم گره خورده
مث
تو یا من
برایت ندانسته بودم و خوشایند
دانش تلخی به همراه دارد
روی این شی سفید
که جنسش چینی است
چیزی از جنس زندگی وجود دارد
چیزی که از روده هایم بیرون آمده
گه
صدای آن مرده که میگوید پرویوسلی آن لاست،خیلی رو مخ است
صلوات بر استار و آل ِ استار
این که بهم اهمیتی نمیدی
دلیل نمیشه مهم نباشم
تو را داشتم
مینوشتم مرفه ِ بی دردم
اما
حالا
درد ِ بی رفاهم
الوی:هی،گوش کن،گوش بده.
آنی:چیه؟
الوی:بگذار ببوسمت.
آنی:چی؟
الوی:آره،چرا نه،مگه نمیخوایم آخر ِ شب بریم خونه،ها؟
آنی:چرا.
الوی:و...و،اون وقت تو خونه عصبی میشیم.میدونی،ما تا حالا همدیگه رو نبوسیدیم و نمیدونم کی،باید چی کار کنم.پس حالا این کار رو میکنیم و بعدش راحت میشیم و می ریم شام میخوریم، خب؟
آنی:اوه،خیلی خب.
الوی:در ضمن اینجوری غذامون بهتر هضم میشه.
آنی:باشه.
الوی:قبول؟
آنی:آره.
[...]
الوی:حالا میتونیم غذامونو هضم کنیم.
(و به راه رفتنشان ادامه میدهند)
*آنی هال-وودی آلن
چه اهمیتی دارد با کی لاس بزنی؟هان؟
مگر من کی ِ تو ام که برایم مهم باشد...هان؟
مگر تو کی ِ منی؟ هااااااان؟؟
ما کی ِ هم نیستیم،برایمان مهم نیست.
حتما نباید گرگ باشی تا رد پای گرگ رو تشخیص بدی
برف بیش از هر چیز مرا یاد تو میاندازد
یاد ِ
دست سردت
قلب گرمت،
دست گرمم
قلب سردم
و چیزهایی که از بین رفته اند
اینکه بختم،همرنگ برف نیست
-آقا جون!تو یکی دهنتو ببند!
-دهن نه !...دهان!
امید که میدهی
آرزو میکنم
چاقو آنجاست
من اینجا
قلب اینجای من است
رگ کمی آن طرف تر
جرات اما
هیچ کجا نیست
هیچ کجا!
من و تو
نا خواسته
نطفه را میسازیم
سال بعد آن نطفه
میشود: یک نی نی
گه ِ او میشوریم!
آشغال دیده نمیشود
داشتن زندگی مرفه میتواند به داشتن زندگی مفرح بیانجامد
و من پنهانی دیوانه می شوم!
زندگی در ایران شاید به اندازه ی زندگی در کانادا لذت بخش نباشد...اما قطعا از آن هیجان انگیز تر است.