تبليغاتX
مونولوگ
یا اگر بخواهم فارسی را پاس بدارم باید بگویم:تک گویی
 

اگر مردنی در کار نبود

لاشخورها یا باید شکار کردن را یاد میگرفتند

یا کاندید شدن برای مجلس!

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:49  توسط 63  | 

 

از دختره پرسیدم میخوای چیکاره شی؟

گفت خوشگله ینی نمیبینی؟

یه هنرپیشه مروف میشم رو پرده ی نقره ای!

و البته این وسط یه جاییم واس تو هس!

تو میتونی ماشینمو برونی...آره منم ستاره میشم

تو میتونی ماشینمو برونی...و شاید دوستتم داشته باشم!

 

*ترانه ی بیتل ها ترجمه از شخص شخیص بنده

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 9:32  توسط 63  | 

 

طعم روزهای خوبم را مزه مزه می کنم

فکر می کنم که چرا تو اینهمه فکر برایم گذاشته ای ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:1  توسط   | 

 

جای من اینجا نبود،این را من گفتم

معلم  اما گفت

جای من اینجا نبود،

پیش روی بیست جفت چشم

زبان های دراز و تیکه های آبدار پر خشم

فحش زیر-لبی،قرص زیر زبان

به خودم میگفتم:

دل او پر تر است!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:5  توسط 63  |