تبليغاتX
مونولوگ
یا اگر بخواهم فارسی را پاس بدارم باید بگویم:تک گویی
 

تو را داشتم

مینوشتم مرفه ِ بی دردم

اما

حالا

درد ِ بی رفاهم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:52  توسط 63  | 

 

الوی:هی،گوش کن،گوش بده.

آنی:چیه؟

الوی:بگذار ببوسمت.

آنی:چی؟

الوی:آره،چرا نه،مگه نمیخوایم آخر ِ شب بریم خونه،ها؟

آنی:چرا.

الوی:و...و،اون وقت تو خونه عصبی میشیم.میدونی،ما تا حالا همدیگه رو نبوسیدیم و نمیدونم کی،باید چی کار کنم.پس حالا این کار رو میکنیم و بعدش راحت میشیم و می ریم شام میخوریم، خب؟

آنی:اوه،خیلی خب.

الوی:در ضمن اینجوری غذامون بهتر هضم میشه.

آنی:باشه.

الوی:قبول؟

آنی:آره.

 

[...]

 

الوی:حالا میتونیم غذامونو هضم کنیم.

 

(و به راه رفتنشان ادامه میدهند)

 

*آنی هال-وودی آلن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 11:20  توسط 63  |