تبليغاتX
مونولوگ
یا اگر بخواهم فارسی را پاس بدارم باید بگویم:تک گویی
 

 

سید حسن ِ حزب الله


 دبیر ِکل ِ نصر الله!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 5:58  توسط 63  | 


کی فکرشو میکرد به راهپیمایی تو روز ِ قدس حتی فکر کنم؟هان؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 16:44  توسط 63  | 

 

سوال اینکه،تیریش ِ قبا

دقیقا کجای قباست؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 1:24  توسط 63  | 

 

با اینکه من در امر ِ اعتصاب ِ روزه در ایران تنها بودم.اما به جرات میتوانم بگویم که میلیون ها انسان در سراسر جهان از من تاسی کرده و روزه نگرفتند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:35  توسط 63  | 

باید تاسف خورد؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 11:8  توسط 63 

 

او هر وقت گریه میکند

طی هفته ی آینده عده ای در خیابان ها میمیرند

عده ای که حالا حالا ها قصد مردن نداشتند

آیا این جادو نیست؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 19:23  توسط 63  | 

 

دنیای تلخی داشت

تمام شیرینی ام-شیرینی ِ وجودم، دور از هر گونه خود شیفتگی-را

برایش گذاشتم

روزه بود.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 14:56  توسط 63  | 

 

بعله

من آدم ِ خاص و روشنفکر و کولی هستم

و چنانچه میبینید لا به لای ِ کلام ِ بنده

اسامی ِ

تام ویتس، دیوید لینچ،شوپنهاور،رولان بارت،شاملو،واپس گرایی،پراگماتیزم

 

به وفور شنیده میشه.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:21  توسط 63  | 


مشترک مورد نظر در دسترس است اما شما به تخم او نیستی


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 22:48  توسط 63  | 

 

بنده خودم یک مولانا شناس هستم

اندیشه های من مولانایی است

و کلا بنده از نی میشنوم شکوه ها را

چنان که مصطلحه " آن یکی شیر است کاندر بادیه"

اسم خانم  ِ بنده هم شمس هست حتی.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 19:25  توسط 63  | 

 

هومر سیمپسون از این یارو بهتر ریاست جمهوری میکرد

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 10:48  توسط 63  | 

 

یکی بود یکی نبود

زیرگنبد کبود

غیر از گناه هیچی نبود

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:12  توسط 63  | 

 

خنده ی تو خشکید

بر سر باغ چه آمد؟

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 13:18  توسط 63  | 

 

درسته که غمگین هستی و کشتی هات شکسته و مسافرای کشتی همه غرق شدن.

ولی ببین چن تا بچه ماهی رو سر سفره افطار تو ماه مبارک سیر کردی؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 14:30  توسط 63  | 

 

اصن به من چه ؟برو گم شو هر جا که میخوای!

راه باز! جاده دراز!

منتها قبلش باید از رو نعش من رد شی!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:29  توسط 63  |